تعداد صفحات: 300
آنچه كه در اين كتاب پيش روي خوانندگان قرار میگيرد، تحولات و
تغييراتي است كه از سال 1990 در زمينه هاي سياسي، اجتماعي و فرهنگي
در ايران به وجود آمد. اصلاح طلبان روشنفكر مذهبي بخش اعظم مطالب
اين كتاب را تشكيل میدهند. موضوعات و سؤالاتي كه اين روشنفكران
درباره چگونگي ادامه حيات اسلام در دنياي مدرن مطرح میكردند و گاهي
دامنه آن به فراتر از مرزهاي كشور ايران نيز ادامه میيافت در فصلها
و تحت عناوين مجزا مورد بحث قرار گرفته است.
مباحث اين كتاب كه موضوع دنياي مدرن در جهان اسلام و وضعيت
مسلمانان در مقابل تمدن غرب را مورد ارزيابي قرار داده، در سطوح
مختلفي ارائه گرديده است. در برخي كشورها به شكل نظري و در برخي
كشورها به شكل اجرائي بودن اقتدار میتوان اشاره كرد. اما ايران از
جمله كشورهايي است كه با ساير نمونه ها متفاوت است. مسائل خاص
اسلامي در اين كشور وقتي به مرحله اجرا میرسد، ضرورت ارائه نظريات
جديد و راهكاري جديد نيز احساس میشود. بدون شك اين تجربه به هيچ
وجه آسان نيست و ظهور روشنفكر اصلاح طلب مذهبي در ايران، بيش از
اندازه تحت تأثير مدلي است كه سعي میشود به نام اسلام به اجرا
درآيد. قشر روشنفكر مذهبي كه در اوايل دهه 1980 موضع تندي را در
مقابل غرب اتخاذ كرده بودند امروز از چنين موضعي حمايت نمیكنند و
معتقدند كه بايد باتوجه به شرايط و اقتضاي دنياي مدرن، قرائت جديدي
از اسلام ارائه گردد.
نويسنده در بخش ديگر اين كتاب میگويد: انتقاداتي كه قشر روشنفكر
مذهبي از مسائل اجرايي داشتند پايه هاي يك حركت جديد را در دهه
1990 بنا نهاد كه از شور و حال خاصي برخوردار بود. رسانه هاي گروهي
جهان كه تا آن موقع از ايران چهره أي اغراق آميز، بسته و فاقد
امنيت منعكس میكردند، از اين تاريخ به بعد يا از مواضع قبلي خود
عقب نشسته يا در صدد تجديدنظر در مواضع خود برآمدند. اصلاح طلبان
دهه 1990 قصد نداشتند كه همانند انقلابيون دهه 1980 از ايران
چهره أي منزوي از دنيا ارائه دهند. اگرچه بخش اعظم روشنفكران مذهبي
جواناني بودند كه در اوايل انقلاب مواضعي انقلابي، قاطع، تند،
افراطي، چپ گرا و آنارشيست داشتند. اين قشر كه تحولات به وجود آمده
را نوعي تغيير در روند قبلي قلمداد میكردند، سعي داشتند كه شور و
حال انقلابي اوايل انقلاب را با قاطعيت شعارهاي سياسي دهه 1970
پيوند دهند و انتقادات و پيشنهادات فعلي خود را نيز برگرفته از عدم
موفقيت در رسيدن به نتايج منطقي جنگ كه در سايه مواضع راديكال به
وقوع پيوست، میدانستند.
نويسنده عقيده دارد، يكي از مسائلي كه روشنفكران مذهبي را آزار
میدهد، وارد كردن اتهام «سكولار» به آنها به خاطر اتخاذ چنين
مواضعي است. موضع محافظه كاران در خصوص حاكميت مردمي و آزاديها،
يكي از دلايل مهم ظهور حركت اصلاح طلبانه و به تبع آن ظهور روشنفكر
مذهبي اصلاح طلب است. اما به دليل وجود نوعي همكاري بين روشنفكران
ديني و روشنفكران سكولار در زمينه حاكم گرداندن دمكراسي،
محافظه كاران آنان را با گرايشات سكولاريستي متهم میكنند. آنچه كه
محافظه كاران از آن به عنوان سكولار نام میبرند، به نظر روشنفكران
ديني روند دمكراتيزه شدن میباشد و معناي ديگر آن آگاهي از حقوق طرف
مقابل است. و اين بدين معناست كه نقطه نظرات و عقايد متفاوت
میتوانند در يك سطح معقولي در فضايي كاملا آزاد بيان شوند و امكان
مشاركت گسترده در امور كشور را فراهم سازند. در طول دهه 1990 كه
میتوان از آنجا به عنوان نقطه آغازين حركتهاي اصلاح طلبانه نام
برد، در زمينه ارزيابي و ارائه اين نقطه نظرات تحول مشخصي به وجود
آمد و اين تحول انعكاس اجتماعي خود را نشان داد.
روشنفكران مذهبي در كنار دخالت فعال در مسائل سياسي، در سالهاي
اخير از لحاظ فكري دچار بن بست شده و به انتقاد دروني پرداختند.
اين عقب ماندگي در مسائل فكري نمود بيشتري داشته و موجب گرديده تا
محافظه كاران در سال 2004 قدرت را در دست بگيرند كه در نتيجه يك
تجزيه اساسي در ميان روشنفكران اصلاح طلب را منجر شد. از سوي ديگر
محافظه كاران با امكانات وسيعي كه در اختيار دارند، ازجمله مساجد،
سمبل هاي ديني، كميته هاي خيريه و بنيادها میتوانند از حضور مردم
در اين گونه اماكن به سود خود بهره برداري نمايند و اين امر آنان
را در ديد مردم موفق جلوه میدهد.
اگر از اين زاويه به موضوع نگريسته شود، مشاهده میشود كه بين
گفته ها و عملكردهاي اصلاح طلبان نوعي گسستگي وجود دارد و اين يكي
از بزرگترين ضعفهاي آنها را تشكيل میدهد. اصلاح طلبان نوعي از يك
طرف ضرورت حاكميت دمكراسي و مردم سالاري را مطرح میكنند اما از سوي
ديگر از ايجاد يك رابطه دمكراتيك در ميان واحدهاي خود عاجزند. يكي
از عوامل اين وضعيت تمايل آنان براي بيان مواضع خود از طرق و
شيوه هاي مدرن است. به نظر میرسد در سالهاي آتي اصلاح طلبان سعي
خواهند كرد كه اين نقطه ضعف را برطرف نمايند.
بدون شك روشنفكران از فرصتي كه مردم در اختيارشان گذاشته بودند به
درستي استفاده نكرده و موفقيت آنچناني كسب نكردند. اين در حاليست
كه اين گونه فرصتها به راحتي به دست نمیآيد. نويسنده در بخشي از
مقدمه كتاب میگويد: اين مطالب در سالهاي شكل گيري حركت اصلاح طلبي
در ايران به منظور درك ماهيت و انتقال آن به ديگران به قلم آورده
شده است. بنابراين بيشتر مطالب پيرامون اصلاح طلبان دور میزند و
محافظه كاران چندان جايگاهي در اين كتاب ندارند. وي ادامه میدهد؛
در كتاب «انقلابيون ديروز، اصلاح طلبان امروز» به مباحثي همچون علل
و عوامل حركتهاي اصلاح طلبانه، تأثيرات اين حركت، علل ناكافي و
آينده آن پرداخته شده است.
كتاب از يك مقدمه و پنج فصل به رشته تحرير درآمده است. در بخش اول
اين كتاب به ترتيب عناوين زير به چشم میخورد:
فصل اول: انقلابيون ديروز، اصلاح طلبان امروز
ـ اولين تمايلات اصلاحي
ـ خطوط تشكل هاي سياسي
ـ دولت اجرايي اصلاح طلبان
ـ اعتراض ساكت
ـ برتري سازماني محافظه كاران
ـ ضرورت مراجعه به آراي مردم
ـ دو نماينده اصلاح طلب: بهزاد نبوي و فاطمه حقيقت جو
ـ دستاوردهاي يك دولت اصلاح طلب
ـ انتقاد دروني حركتهاي اصلاحي
فصل دوم: ظهور روشنفكران مذهبي
ـ رهبران روشنفكري مذهبي
ـ تجزيه دروني اصلاح طلبان
ـ محتواي فكري يك روشنفكر
ـ سفره شام غريبان در ميدان محسني
ـ درخواست نوعي دمكراسي مخصوص به خود
ـ زواياي جديد مكاتب شيعي
ـ قطعه أي از يك مرثيه: جوانان گريان بر حسين
فصل سوم: بازيگران حركت اصلاح طلبي
ـ محفل كيان
ـ اشغال گران سفارت پس از 24 سال
ـ عبدالكريم سروش: نمونه يك اصلاح طلب ديني
ـ محسن كديور: موانع روشنفكران مذهبي در صحنه فكري
ـ عطاءالله مهاجراني: آزادي، آزادي ديگران است
ـ سعيد حجاريان: سكولارها چگونه سكولار شدند
ـ خاتمي يا چهره ديگر انقلاب
ـ شعارهاي اصلاح طلبي چگونه شكل گرفت؟
ـروشنفكران ايران باتوجه به اخذ جايزه نوبل توسط شيرين عبادي
ـ جستجو براي موقعيتهاي جديد
فصل چهارم: تأثيرات اجتماعي و فرهنگي حركتهاي اصلاحي
ـ پارك ملت محل ملاقات
ـ فاصله گرفتن از ارزشها در ميان جوانان ايراني
ـ جادوي سياه شيطان بزرگ
ـ مصاحبه أي درباره مسائل زنان
ـ فهيمه رحيمي؛ «دانيل استيل» ايران
ـ افكار آشفته، ايرانيان معمولي
فصل پنجم: تأثيرات اوريانتاليست در سينماي ايران
ـ نگاهي به سفر قندهار
ـ واقع نگري يا ترجيح گذاري
ـ شعارهاي مردم پسند فمينيستي و يا پنج عصر سميرا مخملباف
ـ سينماي واقع گرا يك كالبدشكافي انساني
ـ «زير نور ماه» نمونه أي از يك سينماي سحر انگيز واقع گرا
ـ محدوده حضور زن ايراني در سينما