36 مجموعه مقالات

 رايزني فرهنگي جمهوري اسلامي ايران

 

   
 

 

 

.

*نويسنده: فائق بولوت

مندرج در مجله اطلس (ATLAS)

شماره 139 ـ اكتبر 2004

 

عشق علي در دنياي تشيع

 

در بغداد هستيم. در كنارم طارق روزنامه نگار مصري، يك خانم عراقي به نام ذكر آيت و علي قرار دارند. زيبا همچون قاليها و كاشيهاي شرق، رنگارنگ و هماهنگ؛ خيره كننده! جادوئي از شرق كه افسانه ها و اسرار را با خود دارند. شبيه موزائيك ها هستيم. هم تنها و هم يكپارچه ايم. سمبل وحدت در عين كثرتيم. خيلي شبيه هم هستيم، و در عين حال خيلي دور از هم. جامع اسباب و مانع اغيار، محرم دوست و نامحرم به دشمن. از يك مشرب هستيم. تمدن مشترك، فرهنگ و انديشه مشترك داريم. اما هفتاد و سه فرقه كه خدا میداند كداميك از فرقه ها ناجيه هستند.

طارق سني است، خانم ذكرآيت و من حنفي هستيم و علي نيز شيعه (جعفري) است. ابتدا به مسجد امام ابوحنيفه میرويم. در اين عبادتگاه اهل سنت جمعيت زيادي وجود دارد. به عبارتي جمعيت موج میزند. اما میتوان گفت كه او تنهاست. پس از آن به سوي منطقه كاظميه رفته به مسجد امام موسي كاظم وارد میشويم. به خاطر ازدحامي كه از تجمع زائران شيعه ايجاد شده رفتن به داخل مسجد غيرممكن است. متوجه شديم كه آن روز يك روز تاريخي براي شيعيان است. روز غديرخم يعني روزي كه پيامبر اسلام، پسرعّم خود حضرت علي را به جانشيني خود انتخاب كرد؛ «هركس كه من مولاي اويم اين علي مولاي اوست.» مراسم بزرگداشت حجت الوداع. به همين مناسبت رو به دوستمان علي كرده و همه با هم گفتيم! «مبارك باشد» بدين شكل به او فهمانديم كه معناي غديرخم را میدانيم. علي درحالي كه خيلي خوشحال به نظر میرسيد در عين حال خيلي هم متعجب بود. او گمان میكرد كه ما سنّیها از عرف و عادات و سنتهاي شيعيان بیخبريم! حتي فراتر از آن به شيعيان با ديده تحقير نگاه میكنيم!

البته حق هم داشت! خانواده علي به همراه 5/2 ميليون شيعه عراقي توسط صدام حسين به بهانه هاي واهي به مناطقي كه شيعيان در آنجا اكثريت دارند مانند: نجف، كربلا، بصره و غيره تبعيد شده بودند. طارق مصري كه تاريخ اسلام را به خوبي میدانست، مطلبي گفت كه توجيه كننده رفتار علي بود؛ او رو به سوي جماعتي كه در مراسم شركت كرده بودند، نمود و گفت: اين شيعيان عراقي انسانهاي عجيبي هستند. اصرار دارند كه از ديگران متفاوتند؛ ده ها و ميليونها انسان به اماكن مقدس هجوم میآورند، روي زمين میافتند، سينه خيز میروند، صورت خود را به كناره هاي تربت میمالند و بر آن بوسه میزنند. اذان خود را پنج دقيقه بعد از اذان سنّي ها میخوانند؛ اعياد ديني خود را يك روز بعد از سنّي ها جشن میگيرند.» آيا واقعا اينگونه است يا اين پيشداوري طارق بود؟

اين سؤال را از يك روحاني شيعي به نام عبدالرضا پرسيدم. او گفت: چيزي به نام متفاوت بودن با اهل سنت وجود ندارد: تعيين وقت اذان شرعي و يا اعياد اسلامي براساس تقويم هجري و يا ميلادي مسئله اي است كه با اجتهاد علماي ديني مشخص میشود. فرق بين زيارتگاههاي اهل سنت و زيارتگاههاي شيعه در اين است كه زائران شيعه آنچنان علاقه اي به ائمه خود دارند كه حاضرند جان خود را در راه آن فدا كنند.»

اين روحاني شيعه در ادامه گفت: «از وقايع روزمره نمونه اي ذكر میكنم، مثلا عاشورا در عربي به معناي دهم است، روز دهم ماه محرم. در اين روز شيعيان به مناسبت قتل حضرت امام حسين و يارانش در كربلا، عزاداري میكنند.» مردم قارص و اقدير میدانند: در روز عاشورا مردم اعم از زن و مرد و كودك و جوان بر بالاي پشت بامها رفته و به تماشاي «عجم ها و يا تاتهاي» جعفري مذهب در حالي كه شاه شاهان، بهترين شاهان يا حسين گويان بر سر و روي خود میزنند، مینشينند. اين سر و رو زدنها با زنجيرهاي آهني تا بدانجا پيش میرود كه از بدنشان خون جاري میشود. متعصبين شيعه با هيجان اين صحنه ها را تماشا میكنند و از آن متأثر میشوند بدون آنكه دليلي براي اين كار ذكر نمايند. اين حوادث از سوي رسانه هاي گروهي به عنوان ريختن خون ارزيابي میشود.

داريوش شايگان نويسنده ايراني در كتابي با عنوان «شعور زخمي» در اين باره مینويسد: «گريه و عزاداري در نزد شيعيان يعني: شاخة سياه پوش اسلام تا حد جنون. و اين امر سبب افزايش بُعد باطني میشود. مفهوم شهادت در نزد شيعيان، اشك چشم، عزا و رياضت است. برداشت انحرافي از مفهوم شهادت سبب متفاوت بودن میشود. در اين راستا، خون يعني تهاجم و انتقام. چهره حسين در اين برداشت متفاوت جلوه میكند. خوني كه با هدف نفي خود ريخته میشود، موتور حركتهاي تاريخي میگردد.»

علي شريعتي جامعه شناس ايراني به تجزيه و تحليل اين عزاداريها میپردازد: «مردم در ميان اندوه گريه میكنند. اين اشكها صميمي است و از عشق و وفاداري نشأت میگيرد. هركدام از قطره هاي اشك كلمه أي عاشقانه در وصف اهل بيت است. آيا زباني صميمي تر، درخشانتر و معني دارتر از اشك چشم وجود دارد؟ اشك چشم زباني عملي و بدون كلام و جمله است. حقايق را گوياتر از زبان ادا میكند. اشك چشم منعكس كننده زيباترين اشعار، حقيقي ترين عشقها و كاملترين ايمانهاست. اشك چشم عزيزترين و ملايمترين دلبستگي ها، و آتشي ترين احساسات را منعكس میكند. اشك چشم زبان احساسات قلبي، فكري، حسرتها، آمال و فداكاريهاست. آري اين يك عزاداري دسته جمعي، گريه سردادن و سوختن است. انجام آن يك وظيفه است، يك وظيفه مقدس است؛ وسيله أي براي رسيدن به سرمنزل مقصود است. اين عادت چيزي فراتر از يك قاعده است. تجلي طبيعي يك احساس است. حسرت بردن بر عشق، رياضت و جوابي ضروري و دروني بر اندوه است.»

فرهاد خسرووار يك نويسنده ديگر ايراني چنين مینويسد: مفهوم شهادت در سنت تشيع و ترفيع شهادت امام حسين به معناي تشويق مردم به مردن نيست، بلكه بيان بُعد آزاديبخشي شهادت امام براي ديگران است. شهادت حسين اين قرباني خدا، همانند اعتقاد به صليب كشيده شدن عيسي در نزد مسيحيان بعد آزاديبخشي و رستگاري براي ديگران دارد. امام حسين با اين عمل مسلمانان را نجات داد… بنابراين سختي و مرگ به تنهايي يك هدف نيست. آنچه كه موجب ورود به بهشت میشود مرگ نيست، بلكه هدفي است كه به خاطر آن مبارزه میشود. حركت داوطلبانه بسيج نيز در ايران با اين هدف تشكيل شد. به عنوان مثال يك بسيجي از مرگ برادر يا دوست خود در جنگ، خود را مسئول احساس میكند و سعي میكند با تقديم بدن خود روحش را از ناپاكي تميز كند. درواقع خود را مجرم میداند و به همين دليل خود را فدا میكند.»

براي درك مفهوم اين فداكاري، حكمت فلسفه شيعي و عرفان آن، بايد علت فداكاري حزب الله لبنان در برابر سربازان اسرائيلي و آمريكايي را فهميد. و يا اينكه در شهر نجف، دليل دفاع نيروهاي شيعه جيش المهدي در مقابل نيروهاي آمريكايي را جستجو كرد. به نوشته يك نويسنده شيعه «رزمندگان جيش المهدي با فدا كردن جان خود در راه دفاع از تربت پاك حضرت علي اين مظهر عدالت و آزادي، محبوب قلوب مردم، راه بهشت را در پيش میگيرند.»

شايد به همين دليل است كه حجت الاسلام صلاح الدين اوزگوندوز در جمع عزاداران روز عاشوراي محرم سال 2004 در استانبول میگفت: همانگونه كه آنها ما را درك نمیكنند، عزاداريهاي ما را نيز كوچك میبينند. عده أي سعي میكنند ما را خارج از دين اسلام نشان دهند و مذهب ما را باطل جلوه دهند. عاشورا صرفا يك روز عزاداري و گريه و ماتم نيست، بلكه داراي ابعاد آموزشي نيز هست و يك مدرسه است».

پس از اين سخنان، اين سؤال به ذهن میآيد كه «پس شيعه كيست و مذهب تشيع چيست؟» صلاح الدين اوزگوندوز رهبر جعفري هاي استانبول در مسجد زينبيه اين شهر پاسخ اين سؤال را چنين میگويد: «چه شيعه و چه سني هيچ كس نمیتواند تعصبات 1400 سال پيش را بپذيرد. ما از ناحيه اين بحثها ضربه میخوريم. حتي درمورد مسائل ساده نيز اشتباه میكنيم. اگر چه من گمان نمیكنم كه عمدي باشد محققان غربي نيز گاهي از درك واقعيتهاي جماعات عاجزند. براي درك واقعيت شيعه بايد شيعي بود.»

كلمه شيعه يك واژه عربي است. به معناي «طرفدار، پيرو، فرقه و بخش» واژه شيعه از نظر مفهوم به كساني گفته میشود كه داراي مذهبي غير از مذاهب اهل سنت باشند. علماي اسلامي قرون مختلف شيعه را چنين تعريف كرده اند: «شيعه نام مشترك يك حركت سياسي و اعتقادي است كه بعد از وفات پيامبر(ص) معتقد به تعيين (وصايت) حضرت علي به جانشيني پيامبر بنا بر نص (قرآن كريم) و ادامه آن از طريق روي كار آمدن خلفايي كه از نسل او بوده اند، میباشد. شيعه معتقد است كه حضرت علي رأسا از سوي پيامبر به خلافت و جانشيني انتخاب گرديده است و عقيده دارد كه مقام خلافت حق كساني است كه از نسل وي باشند. شيعيان میگويند، ائمه اهل بيت داراي مقام عصمت بوده و در برابر گناهان كوچك و بزرگ از طرف خداوند محافظت میشوند. آنان معتقد به دوازده امام هستند كه از حضرت علي آغاز و از طريق نسل وي ادامه میيابد.

آيت الله ها و مجتهدها

در اولين سالهاي انقلاب اسلامي ايران، كساني كه به شهر قم محل علماي ديني مسافرت میكردند، شاهد اين منظره بودند: «علاقمندان ايراني و خارجي براي زيارت رهبر انقلاب اسلامي يعني آيت الله خميني كه داراي زندگي متواضع و ساده اي بود، به سوي خانه وي روانه میشوند. در محل سخنراني امام خميني اين پلاكاردها به چشم میخورد: «خون بر شمشير پيروز است» و يا «خدايا خدايا تا انقلاب مهدي خميني را نگهدار.»

براي پي بردن به روح تشيع ضرورت بازنگري در گذشته طبقه روحانيت وجود دارد. به نظر اهل سنت باب اجتهاد بسته است. اما علماي شيعه به چنين چيزي اعتقاد ندارند و در بسياري از مسائل اجتهاد را ادامه میدهند. علماي شيعه به دو قطب اخباري و اصولي تقسيم میشوند. اخباريون معتقدند كه فقط پيامبر و ائمه شايستگي تقليد دارند و از اين جهت به اهل سنت نزديكند، اين گروه عقيده دارند كه پس از آغاز غيبت كبراي امام دوازدهم باب اجتهاد نيز بسته شد. و علماي ديني حق ندارند به نام او نظر يا فتوا بدهند. در مقابل، اصوليون اعتقاد به عكس اين قضيه دارند. آيت الله محمدباقر بهبهاني از علماي اصولي شيعه (1791ـ1705) در نجف، میگويد: «تا زمان ظهور امام غائب، مجتهدها نمايندگان او در روي زمين هستند. آنان میتوانند به نام امام درخصوص مسائل مختلف نظر و فتوي بدهند و درباره مسائل شرعي اظهارنظر كنند؛ میتوانند خمس و ذكات را دريافت و توزيع نمايند و براي اعلام جهاد صلاحيت دارند. و لذا تقليد از اين مجتهدها واجب است.» در پي اين اظهار نظر، اخباريون از سوي طرفداران اصولي از كربلا بيرون رانده شدند. از اين تاريخ به بعد واژه هاي اجتهاد و مجتهد در ميان شيعيان گسترش يافت. اصوليون كه در مقابل اخباريون احساس پيروزي میكردند، با دريافت خمس (يك ماليات ديني به ميزان يك پنجم درآمد) وضعيت اقتصادي خود را ارتقاء بخشيدند، در زمينه هاي سياسي، اجتماعي و ايدئولوژيك نيز برتري خود را به اثبات رساندند. و بدين ترتيب مراكز ديني مستقل از زمامداران به وجود آوردند، با تصميماتي كه از سوي طبقه روحاني ها اتخاذ شد، يك سلسله مراتب ديني به وجود آمد؛ آموزش ديني، فتوا، اجتهاد و نهادهايي مانند آن ايجاد شد. در ميان طبقه خواص عناويني مانند ثقه الاسلام (تازه كار) حجه الاسلام (با حدود 10 سال تحصيل)، آيت الله (20 سال) و آيت الله العظمي (بالاترين مقام) به وجود آمد.

رسيدن به مقام آيت الله العظمي پس از طي مراحل مختلفي مانند سلسله مراتب آكادميك تحقق میيابد. راهي دراز و پرمشقت است. پس از 20 سال تحصيل حوزوي زمان براي رسيدن به درجات علمي بالا فرا میرسد. آيت الله ها آموزشهاي مختلفي همانند مكتب ماترياليسم، ماركسيسم، مسائل سياسي، ديني، اقتصادي و فلسفي را فرامیگيرند و مدتي نيز به تدريس آن میپردازند. از حوادث و اتفاقات جهان باخبر هستند. آنان بدون وابستگي به نهاد يا ارگان خاصي به تدريس و تبليغ میپردازند. به اين مرحله درس خارج میگويند كه از كتاب تقليد شروع و در يك فضاي گسترده از ارزيابي رساله ها گرفته تا كنكاش در مسائل دنيوي ادامه میيابد. يك آيت الله بزرگ هرگونه مسائلي را با طلاب و شاگردان خود در ميان گذاشته و به مباحثه میپردازد. اين مباحثات و مناظره ها گاهي وقتها بسيار سخت و پرمجادله است. طلاب، براي شركت در كلاس درس خارج بايد به درجه حجت الاسلامي رسيده باشند. يك مرجع میتواند كتاب توضيح المسائل و كتابهاي فقهي تدوين نمايد. آيت الله محمدباقر صدر كه يك عالم عراقي بود، مباني اقتصاد اسلامي را در مقابل اقتصاد كاپيتاليستي و سوسياليستي به رشته تحرير درآورد. از امام خميني نيز رساله هاي مختلف فقهي و توضيح المسائل بر جاي مانده است. براي مرجعيت دو شرط اساسي وجود دارد: 1ـ دونفر عالم عادل به آن شهادت دهند. 2ـ مجلس خبرگان (مجلس رسمي دولت) آن را تأييد نمايد. ضمن اينكه اتفاق نظر علماي طراز اول شيعه نيز لازم است. در اصل از ميان دهها آيت الله بزرگ فقط يك مرجع تقليد انتخاب میشود و ديگران از او اطاعت میكنند*. اما از پنجاه سال اخير به اين طرف در بسياري از حوزه هاي علميه بيش از يك مرجع يافت میشود. به عنوان مثال در سال 1975 هفت مرجع تقليد وجود داشت: آيت ا... خوئي و خميني (در نجف) آيت الله گلپايگاني، شريعتمداري و مرعشي نجفي (در قم) خوانساري و ميلاني (مشهد). شيعيان جعفري در هر زمان و مكان مقلد مرجع تقليد انتخابي خود هستند. اغلب مقلدين آيت الله شريعتمداري از ميان مردم آذربايجان بودند. به عقيده صلاح الدين اوزگوندوز كه خود را مقلد آيت الله تبريزي میداند، در اصول دين نمیتوان از مجتهد تقليد كرد. اطاعت از فتاواي يك مرجع تقليد ضروري است. اما مجتهدها معصوم نيستند، جائزالخطا هستند؛ يعني اينكه ممكن است اشتباه كنند. اگر از فتاواي آنها مطمئن باشيد میتوانيد بدان عمل كنيد. مثلا اگر مجتهدي بي هيچ دليلي به قتل كسي فتوا بدهد عمل كردن بدان درست نيست. همانطوري كه فتواي جهاد با هدف غصب جايي نيز لازم الاجرا نيست.» به عقيده علماي اهل سنت، نمیتوان همه علما و مجتهدين شيعه را سياسي دانست علي رغم اينكه همگي آنها فعال هستند. علماي شيعه هيچگاه در برابر پيشرفتهاي اجتماعي مانع تراشي نكرده و به آن معترض نشده اند. بلكه برعكس مثلا در جريان پيروزي انقلابيون در انتخابات سال 1950 در ايران و نخست وزيرشدن مصدق، آيت الله كاشاني از ملي گرايي حمايت كرده بود. زيرا فلسفه شيعه، براساس مخالفت با «زر و زور و تزوير» بنا شده است. بعلاوه اينكه بسياري از آيت الله ها رهبريت ديني و تدريس و تبليغ را بر امور سياسي ترجيح میدهند. به عنوان مثال در جريان مبارزه آيت الله خميني با شاه تعداد زيادي از آيت الله ها سكوت را ترجيح دادند. در جريان جنگ ايران و عراق نيز آيت الله العظمي خوئي به عنوان يك مرجع تقليد بدون امتياز دادن به سياسيون وظيفه خود را به خوبي ايفاء كرد. آيت الله سيستاني از مراجع معاصر نيز سعي میكند همين موضع را اتخاذ نمايد. زيرا مقام مرجعيت مسئوليت بزرگي است و نمیتواند در مقابل هر حادثه اي بلافاصله عكس العمل نشان دهد. همانطوري كه آيت الله خميني درباره شاه و صدام هيچ وقت لفظ كافر را به كافر نبرد و به اعدام آنها فتوا نداد. و يا اينكه هواداران آيت الله سيستاني در نجف در درگيريهاي بين شيعيان شركت نكردند و فتوايي مبني بر وحدت آنان نيز صادر نكردند. در اثناي اين درگيريها كه با اشغال گران آمريكايي در نجف در جريان بود، سيدالكشميري نماينده آيت الله سيستاني در اروپا گفته بود: «ما آيت الله هاي سنت گرا سياست را نيز به اندازه دين می فهميم ولي درخصوص هرچيزي بلافاصله و بدون حساب و كتاب موضعگيري نمیكنيم. زماني كه آيت الله خميني رهبري ديني و سياسي جامعه ايران را براساس نظريه ولايت فقيه به عهده گرفت و مستقيما وارد مبارزات سياسي شد، موجب اختلاب در ميان آيت الله هاي بزرگ گرديد. بسياي از آيت الله ها سكوت كردند؛ اما آيت الله شريعتمداري در ايران و آيت الله سيدمحمدحسين فضل الله در لبنان به اين موضوع معترض شدند، آيت الله منتظري نيز نظريه نظارت فقيه را مطرح ساخت.

سيدها و شريف ها

شريف و حسني به كساني میگويند كه از نسل حضرت حسن فرزند بزرگ حضرت علي باشند. به كساني كه از نسل فرزند دوم حضرت علي يعني حضرت حسين باشند، حسيني يا سيد گفته شده است. امروز خاندان حاكم بر فاس (مراكش) «شريف» و علماي ديني ايران سيد هستند. عده زيادي از زمامداران و حكمرانان نيز در تاريخ به جهت بهره بردن از مزاياي معنوي انتساب به خاندان اهل بيت خود را سيد معرفي كرده اند. پادشاه سابق مصر ملك فاروق و صدام حسين رئيس جمهوري سرنگون شده عراق ازجمله اين افراد بودند. بسياري از شيوخ طريقت هاي اهل تسنن نيز چنين ادعاهايي داشته اند. در طول تاريخ بسياري از رهبران حكومتهاي اسلامي از «سادات و شريفها» به صورت مادي و معنوي حمايت كرده اند؛ به آنها انفاق كرده و آنها را از برخي مسئوليت ها معاف كرده اند. در دوران سلجوقي و عثماني براي اثبات سيد و يا شريف بودن اشخاص، موسساتي با عنوان نقيب الاشراف تشكيل شده بود. اين نهادها گاهي در مقابل دريافت رشوه میتوانستند افراد را سيد نشان دهند. تعداد سادات در ايران بين 600 الي 800 هزار نفر و تعداد ميرزا (انتساب از طرف مادر) بين 500 الي 600 هزار نفر تخمين زده میشود. اين رقم در عالم تشيع بسيار بيشتر است. علماي ديني كه از سلاله پيامبر باشند با عمامه سياه و مابقي عمامه سفيد بر سر میگذارند. شيعيان هرساله يك پنجم از مازاد درآمد خود را تحت عنوان (خمس) مستقيما و يا به واسطه مجتهدها به سادات پرداخت میكنند.

به عنوان مثال يك زن نزد مجتهدي كه از او تقليد میكند رفته و پس از اداي احترام در خصوص ميزان خمس اموالش سؤال میكند، مجتهد آن زن را بهترين كسي میداند كه میتواند اين مقدار را معين كند و سپس يك شماره حساب بانكي به او میدهد تا آن مقدار واجب را به بانك پرداخت نمايد. پس از مشخص شدن اين موضوع، زن يك سيب را جهت تبرك به مجتهد میدهد و او نيز آن را تبرك كرده و به وي بازمیگرداند و با دعاي خيرمجتهد از حضور وي مرخص میگردد.

دنياي تشيع از سوي 1200 الي 1300 آيت الله از جهت معنوي، ارشاد و رهبري میشود. تعدد روحانيون (ملاها) بين 250 الي 300 هزار نفر تخمين زده میشود. علماي شيعه غير از خمس و ذكات از درآمد موقوفات و بنيادها نيز بهره مند میشوند. ضمن اينكه میتوانند در شغلهايي مانند دفترداري، معلمي، دفاتر ثبت ازدواج، پست هاي قضايي و مانند آن مشغول شوند. درجمهوري اسلامي ايران كه مذهب جعفري به عنوان مذهب رسمي كشور اعلام شده است، در امور اجرايي مربوط به اين مذهب تغييراتي به وجود آمده است: خمس و ذكات به جاي پرداخت به مجتهدها به صندوقي كه توسط نهاد ذيربط مجلس خبرگان تعيين میگردد پرداخت میشود. دولت مخارج و هزينه هاي طلاب حوزه هاي علميه را از طريق اين صندوق پرداخت مینمايد. همچنين دستمزد طلابي كه در سطح حجت الاسلام هستند از سوي دولت پرداخت میگردد. ضمن اينكه ائمه جمعه و جماعات، قضات، مدرسين و ناظران مشغول در وزارت ارشاد اسلامي همانند ساير كارمندان و براساس سابقه كارشان حقوق دريافت میكنند.

در دوره صفويه، علماي ديني شيعه داراي قداست خاصي بودند؛ آنان واسطه نجات بين خداوند و بندگان او محسوب میشوند. بزرگان شيعه در قصه هايي كه تحت عنوان قصص العلما ساخته میشد، صاحبان كرامت و حتي صاحب حق شفاعت نشان داده میشدند. اين در حاليست كه در عقيده شيعيان اين حق از آن پيامبر و ائمه است. قداست بخشيدن به علماء تا قرن نوزدهم ميلادي همچنان ادامه داشت. به عنوان مثال آب وضوي فلان آقاسيد، مقدس و متبرك و خاك پاي قاطر يا مركب فلان سيد از سوي بسياري از ايرانيها مقدس شمرده میشد. اگرچه ملاها (روحانيون) به عنوان معلمين قرآن شناخته میشوند اما در دنياي تشيع اين چنين نيست. روحاني وظيفه مفتي هاي سنّي را به عهده دارد؛ عقد ازدواج جاري میكند، امام جماعت میشود، مراسم تدفين جنازه را انجام میدهد. ضمن اينكه رابطه روحانيون شيعه با مردم همچون كشيش هاي مسيحيان میباشد. يك خانم ايراني به نام ميترا در اين خصوص میگويد:

«به ويژه در برخي مناطق كشور، يك روحاني جوابگوي همه مشكلات مردم میباشد. به عنوان مثال خانواده ها براساس «اصل عدم خجالت در مسائل شرعي» محرمانه ترين مسائل شرعي خود را با روحاني درميان میگذارند. در چنين وضعيتهايي روحاني در صورت تشخيص اينكه توصيه هاي او روابط خانوادگي را بهبود خواهد بخشيد میتواند به زن يا شوهر توصيه كند مثلا با همسر خود براي فلان مدت نزديكي يا همبستري نكند و اين دستور و توصيه او اجرا میشود. همه مردم به ويژه زنان به راحتي میتوانند پول و يا طلاي خود را به امانت نزد روحاني بگذارند. بدين وسيله هم پول حلالي به دست میآورند و هم اينكه روحانيون مورد اعتماد را نسبت به بانك ترجيح میدهند.» اين مسائل را نمیتوان به حساب اعتقادات ديني و يا اصول فقهي گذاشت. اين موضوع يك عرف مذهبي در ميان مردم میباشد.»

در مراكز مختلف مذهبي شيعيان از جمله، نجف، قم، كربلا، مشهد و تبريز هزاران طلبه در بيش از 300 مدرسه علميه مشغول تحصيل هستند. هريك از مدارس درنزد مردم با نام حوزه علميه شناخته میشوند. حوزه هاي علميه در مراكز شهرهاي بزرگ همانند اداره كل آموزش و مدارس نيز همانند دانشكده ها هستند. در اواخر سال 1960 حوزه علميه نجف شامل 44 مدرسه میشد. حتي در بحراني ترين دوران نيز تعداد 4 الي 5 هزار طلبه در اين مدرسه مشغول به تحصيل بودند. براساس ارقامي كه يكي از طلاب ترك مشغول به تحصيل در حوزه علميه ارائه كرده، تعداد طلاب شاغل به تحصيل در حوزه قم كه ده سال پيش حدود ده هزار نفر بود، اكنون به بيش از 200 هزار نفر میرسد. در حوزه عميه مشهد نيز حدود 20 الي 25 هزار نفر مشغول به تحصيل هستند. تقريبا در هر شهر و كشوري كه شيعيان در آن زندگي میكنند، حوزه علميه نيز وجود دارد. لذا در تهران، اصفهان، تبريز، آذربايجان، پاكستان و لبنان نيز حوزه هاي علميه وجود دارد. شيعيان عربستان سعودي كه وهابيون ديد مثبتي نسبت به آنها ندارند، نمیتوانند حوزه علميه داشته باشند. اما اين آموزشها را از طريق مساجد و صحبتهاي خصوصي فرامیگيرند. طلاب میتوانند به هريك از حوزه هاي علميه در هركجاي دنياي تشيع مراجعه و در آنجا مشغول به تحصيل شوند. آنان تحت آموزش فشرده (صرف، نحو، منطق، اصول، فقه، كلام) قرار میگيرند؛ و از جهت اخلاقي نيز تحت امتحان قرار میگيرند. مدرسين از ميان طلابي كه به سطح حجت الاسلامي رسيده اند انتخاب میشوند. پنج س